زنبور عسل
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٦  
چرا این گل گلبرگهایش رابه سمت زمین برده است بااینکه یک مهمان کوچک دارد؟    
کلمات کلیدی:
مادر بزرگ
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٦  

مادر بزرگ گرم بود  مثل تابستون و باغچه هاشو عاشقانه دوست داشت. پدر بزرگ یه دنیا حرف داشت تو دله دریاییش. تو قصه هاش سرما نبود  بیابونم نبود  همش زیبایی  همش زیبایی .افسوس وقتی چهارده سالم بود رفت راستی تو همین روزای شهریور بود که رفت.همونه که امشب  اومده تو یادم. و مادر بزرگ که همیشه عاشق بود خمیده و اروم راه میرفت....


کلمات کلیدی:
خاطرات خوب
ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٦  
در سردترین  ماه سال دنیا اومدم.مادر می گفت خیلی گریه میکردم  ولی یه دختر خیلی تپل بودم که همه عاشقش بودن .اولین فصل زندگیم تو یه عالمه برف می گذشت و می گذشت.اون وقتا سه نفر عزیزترینم بودن:اولی و اولی مادر و مسعود برادرم  دومی و سومی پدرم . مسعود مونسم بود با اون زندگی خیلی قشنگ بود خیلی.دستشو می بوسم  وقتی بزرگتر شدم  ارزو کردم فضا نورد بشم  کتابهای زیادی ام  در باره ستاره ها می خوندم با همین عشق و جسارت بلا خره تونستم کهکشان و سیاراتو با تلسکوب ببینم  از بچگی عاشق شعرو نقاشی بودم  همش یا نقاشی یا شعر یا شعرو نقاشیبزرگ شدم ولی نه یه فضانورد فقط یه روز دیدم  سر کلاس انیمیشن نشستم  فقط به عشق کشیدن شخصیتای کارتونی که اونم  نشد.درسشو خوندم بازم با عشقبچگیم با منه همیشه تا روزی که باشم 
کلمات کلیدی:
شهريور
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٦  

سلام عزیزان هموطن ؛ فردا یک شنبه که چهار شهریور نیز میباشد  در ایین زرتشتییان روز جشن با شکوهی به نام شهریورگان است. که با مراسم و اداب مخصوصی برگزار میگردد. حتما اگر اطلاعات جالبی دارید بیاورید.


کلمات کلیدی:
سلام
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥  

سلام  به همه دوستان  امیدوارم که موفق و پیروز باشید


کلمات کلیدی:
سهراب
ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥  

با سلام حضور گرم و صميمی شما هموطنان عزيز بخوانيد چند خط از سهراب سپهری را ،در آن نوبت که بندد دست نيلوفر به پای سرو کوهی دام من از يادت نميکاهم  تو را من چشم در راهم شبانهنگام ،


کلمات کلیدی:
ياد
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٥  

امروز ۳۰ فروردين خاکسپاری پوپک گلدره در تهران خواهد بود  به ياد اين بازيگر هنرمند و دوست داشتنی بچه ها يادش هميشه در خاطراتمان خواهد ماند۰


کلمات کلیدی:
گل شمدانی
ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٥  

يک پنجره برای ديدن يک پنجره برای شنيدن يک پنجره که مثل حلقه ی چاهی در انتهای خود به قلب زمين ميرسد و باز ميشود به سوی اين مهربانی مکرر ابی رنگ يک پنجره که دستهای کوچک تنهايی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کريم سرشار  می کند و می شود از انجا خورشيد را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد  يک پنجره برای من کافيست۰   


کلمات کلیدی:
انيميشن
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ اسفند ،۱۳۸٤  

اغراق يكي از خصوصيات مهم در دنياي فانتزي  انيميشن است . يك ايده بديع  ميتواند يك انيميشن زيبا خلق كند  همه چيز از يك فكر اغاز ميشود .حتي با امكانات بسيار اندك ميتوان يك كار جهاني ساخت  هر چندنميتوان تجهيزات را  در اين رشته ناديده گرفت ولي نمونه هاي زيادي را مي بينيم كه ماندگار شده اند مثل انيميشن هايي كه با شن / كاغذ / اشيا ناچيز/  پارچه  و مواردي از اين قبيل درست شده اند.


کلمات کلیدی:
به نام خداوند بخشنده مهربان
ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٤  

پروردگارا؛  اغازم تويي و من جز با نام تو به ارامش نمي رسم حضور بي انتهاي تو در لحظه به لحظه زندگيم را چنان احساس مي كنم كه ضربان مداوم قلبم را .مهرباني هاي بي كرانت در ذرات وجودم را ستايش مي كنم  و به خاطر اينكه هرگز تنهايم نمي گذاري از تو سپاس گزارم.مي دانم كه دوستم داري چرا كه هر گاه در مسير زندگي قدمهايم اندكي سست مي شود به يادم مي اوري كه چگونه گام بردارم  پروردگارم اي بخشنده مهربان چگونه مي توانم حضور ارامش بخش تو را حس نكنم من كه از كودكي با نام تو به شادماني مي رسيدم .خداوندا هميشه از تو ياري ميخواهم مرا در به دست اوردن عشق  ارامش  و سعادت حقيقي ياري كن چرا كه بدون تو هيچم و با تو بي نياز از همگان. به راستي اي خداي مهربان به من قدرت عشق ورزيدن عطا كن . پروردگارا من حديث زيباي تو را شنيده ام ؛ اگر انان که از من روی برتافتند می دانستند که چگونه مشتاق دیدارشان هستم هر اینه از شوق جان می سپر دند. پروردگارا از اینکه هرگز تنهایم نمی گذاری از تو سپاس گزارم.   


کلمات کلیدی:
زمستان
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٤  
    1. درسردترين ماه سال به دنيا امدم   شروع زندگيم تو يه دنيا برف ميگذشت و ميگذشت بزرگتر كه شدم  ميرفتم تو دنياي اسمون و ساعتها به ستاره ها فكر ميكردم  در ارزوي  ديدن انها   تا اينكه  تونستم  اونها رو نه به اين دوري  كه  با يك تلسكوپ خيلي قوي ببينم  حالا چه طوري  داستانيست. بعد از سالها  رفتم به سمت دنياي جذاب انيميشن  .       وچه زيبا بود اين  دنيا....        دنياي انيميشن                                                  

کلمات کلیدی: